غلامعلى صفايى
154
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
مبتداى محذوف « هو » است و « حتى » به معناى « إلى » است و « يفقدونى » به واسطه « أن » منصوب به حذف نون مىباشد ، و نون مذكور نون وقايه است و فعل « يفارقونى » نيز با همين تركيب عطف بر فعل مقدم منصوب است . و لا تفيد توكيد النفى : زمخشرى در كتاب الكشاف ادعا كرده است كه « لن » علاوهبر نفى فعل بعد ، دلالت بر تأكيد آن نفى نيز مىكند و در كتاب انموذج نيز قائل است كه « لن » دلالت بر تأكيد نفى فعل بعد - تا ابد واقع نشدن فعل بعد - مىكند لكن مصنف كتاب مىگويد : « لن » بر هيچيك از اين معانى دلالت ندارد و هردو ادعاى زمخشرى ادعاى بدون دليل است . و قيل : ديگر نحويون در رد قول زمخشرى گفتهاند اگر « لن » داراى معناى تأبيد نفى فعل بعد مىبود ، اوّلا : ذكر زمانهائى كه با زمان أبد منافات دارد با « لن » مناسب نمىبود در حالى كه در قرآن اجتماع « لن » با اسم زمان غير « ابد » آمده است : فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا ( مريم / 26 ) و اين اجتماع دليل بر اين است كه « لن » داراى معناى تأبيد نيست و گرنه فعل بعد از « لن » داراى دو زمان مختلف مىبود ، و ثانيا : ذكر ظرف زمان « أبد » با « لن » تكرار لازم مىآورد و اصل نيز عدم تكرار در كلام است در حالى كه در عبارات فصيحه اجتماع اين دو كلمه آمده است كه اين خود كاشف از عدم وجود معناى تأبيد براى « لن » است چنان كه در اين آيهء شريفه اين گونه است : وَ لَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً ( البقرة / 95 ) و قول كميت در مدح اهل بيت عليهم السّلام نيز اين گونه است : « لا ابالي و لن ابالي فيهم * أبدا رغم ساخطين رغام » « 1 » تركيب شعر : « لا ابالى » فعل مضارع متكلم منفى از باب مفاعله و جمله « لن ابالى » عطف بر جمله قبل « فيهم » متعلق به « لن ابالى » و « أبدا » ظرف زمان متعلق به « لن ابالى » و « رغم » به معناى قهر اضافه به « ساخطين » و « رغام » در اصل « رغامى » بوده كه ياء ضمير مضاف اليه به قرينه كسره به ميم حذف شده است و « رغم » مفعول
--> ( 1 ) - شرح الهاشميات : 33 ، الروضة المختارة : 22 .